![]()
پست الکترونیک سرودهای سبز قبلی سرودهای سبز قبلی
آرشیو موضوعی سرودها
جستجو
پیوندها
فتوبلاگم!
فرادرماني امروز پایگاه خبری امیرکبیر آفتاب کودکان خیابانی توسعه پایدار نگاه نو گروه تخصصی طبیعت گردی ایران :: قالب ساز :: سرودهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
سرود سبز رویش
و مي گويند كه تو مي آيي آنگاه كه جهان پر باشد از ظلم و جور و همه به فغان آمده از جهان پر نيزه و تو چتر خنك عدالتت را بر آدميان مي گستراني
و من مي انديشم كه تو مي آيي آنگاه كه ما در سرمرزهاي آگاهيهاي قابل دريافت بشري چنان به يگانگي رسيده باشيم كه درد هر انسان ، درد ما باشد و نه تنها درد مظلومان اقصي نقاط گيتي كه حتي درد ناآگاهي ظالمان ....... و نه بهانه اي براي فغان و استغاثه و نه لعن و نفرين كه انگيزه اي براي گسترش عشق و نور آگاهي بر تاريكيهاي وجودمان
من بر اين باورم كه تو مي آيي آنگاه كه ما در "مشتاق"ترين بودن خويش باشيم بر نور آگاهي و بر تكرار لبخند آزادي و بر شعر پر شعور يگانگي كه « خداوند سرنوشت هيچ قومي را نمي گرداند ، مگر آنچه خود بر تغييرش همت گمارده اند » |+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 ساعت 23:30
به آرامی آغاز به مردن می کنی.....
شايد اين شعر رو كه "پابلو نرودا" شاعر شيليايي اونو سروده ، قبلا خونده باشين. خود من چند بار به صورت پاورپوينت دريافتش كردم ولي دوست داشتم يه بار اونو تو وبلاگم بذارم.يادگاري براي خودم!! كه امروز آقاي معصومي با هدیه اش بهم در کامنت پایین ، سورپرايزم كردن و تصميم گرفتم الان براش عكس پيدا كنم و بذارم.با سپاس به شما و به آقاي معصومي
«به آرامی آغاز به مردن میكنی
|+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 ساعت 20:21
با و ر
« ترس عميق ما از اين نيست كه نامناسب يا ناقص هستيم ! ترس واقعي ما از اين است كه بيش از اندازه توانا هستيم!! از روشنايي وجودمان است و نه از تاريكيمان كه بيش از حد واهمه داريم !! از خود مي پرسيم كه من كيستم كه نوراني باشم، زيبا باشم ، استعداد داشته باشم، توانا باشم و افسانه اي باشم؟!! در اصل تو كيستي كه همه اينها نباشي؟! تو فرزند خداوندي !!
با كوچك بازي كردن به اين جهان هستي خدمتي نمي كني! روشن ضميري و تحول در آن نيست كه به نام شكسته نفسي ، خودت را آنقدر كوچك فرض كني و يا وجودت را كاهش دهي تا ديگران در كنارت احساس امنيت كنند ! ما خلق شده ايم تا شكوه و عظمت خداوند را در وجودمان آشكار كنيم و اين پديده فقط ويژه بعضي از ما نيست ،در همه ماست وهرگاه نورما تشعشع كند، نا خودآگاه امكان تجلي آنرا در ديگران نيز ايجاد مي كنيم و آنگاه كه خود از ترس رهايي يابيم ، وجود ما ديگران را هم از بند آزاد مي نمايد.» نلسون ماندلا
پ.ن. به مطلب قبلي هم يه چيزايي اضافه كردم كه خوشحال مي شم يه نگاهي بهش بكنين. |+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 ساعت 22:13
یار دبستانی من...
سلام!!
جمعی از دوستان در حال ثبت یه NGO هستن و خواستتن كه اگه مي تونين كمكي بهشون بكنين ، لطفا اينجا رو كليك كنين و تو بخش نظرات ، براشون يادداشت بذارين
پ.ن۲.بد جوري ياد درساي "اقتصاد كلان"م افتاده ام!! مگه توليد كالاهاي عمومي از وظايف دولت نيست ؟؟ ومگه قانون اساسي دولت رو موظف نكرده "آموزش رايگان" قبل از دانشگاه رو بوجود بياره؟؟ چطوره كه دانشجو هاي مملكت ما بايد برن به جاي درس خوندن ، به آموزش و پرورش فقير فقرا برسن؟؟!! گيرم هم كه اين افراد بيسوا د و فقير جامعه ما تنها افغانهايي باشند كه به صورت غير مجاز دارند اينجا زندگي مي كنن... "استثمار" بيشتر از اين كه ازشون بهره كشي كنيم و كارايي رو كه خودمون كسر شأنمون مي دونيم ، بديم اونا انجام بدن و اونوقت حتي چيزي مثل "سواد" رو ازشون دريغ كنيم؟؟!!! اينجوريه كه نه تنها دانشجوي ما سر از سياست در مياره ، بلكه هر كس ديگه اي هم كه سر سوزني دغدغه "ديگري" رو داشته باشه به فعاليتهاي سياسي مي رسه!! هر چند هم كه بخوايم بگيم ما فقط و فقط قصدمون يه كار فرهنگيه ، بالاخره يه جايي از خودمون مي پرسيم " چرا ....؟؟؟!!! " و مجبور مي شيم دنباله نگاهمون رو امتداد بديم به كساني كه اساتيد اقتصاد ايران را خانه نشين كردند و به جاي "شعور" مي خواهند با "شعار" ، گره از كار مملكت بگشايند و سؤال اصلي من اينكه " ما چگونه ايم كه بر ما چنين مي رود ؟؟!! " و باز هم " الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظلم " |+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در شنبه دوازدهم مرداد 1387 ساعت 11:40
والا پيامدار محمد!!
به یاد برادرعزیزم مصطفی که در مردادماه ۶۷، سر برسر صداقت و صلابت به آستان دوست تقديم كرد : «شعر من می میرد و هنگام مرگش نیست زیستن را در چنین آلودگیها زاد و برگش نیست ای تپشهای دل بی تاب من ، " ای سرود بی گناهیــــها " اي تمناهاي سركش " اي غريو تشـنگيـــــــها " در كجاي اين ملال آباد ، من سرودم را كنم فرياد در كجاي اين فضاي تنگ بي آواز من كبوتر هاي شعرم را دهم پرواز » زنده ياد فريدون مشيري والا پیامدار محمد!! گفتی که یک دیـــار هر گز به ظلم و جور نمی مانــــد برپا و استــــــوار هرگز هرگز* *الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم |+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در چهارشنبه نهم مرداد 1387 ساعت 23:32
|