![]()
پست الکترونیک سرودهای سبز قبلی سرودهای سبز قبلی
مهر 1388
شهریور 1388 تیر 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 آرشیو موضوعی سرودها
جستجو
پیوندها
فتوبلاگم!
فرادرماني امروز پایگاه خبری امیرکبیر آفتاب کودکان خیابانی توسعه پایدار نگاه نو گروه تخصصی طبیعت گردی ایران سفر ايراني ماساژ درماني آخرالزمان پرمايون ابتكار سبز حل آنلاين مسائل رياضي! Pics دكتر آرش نراقي وب سايت نقاشي كودكان و نوجوانان خياط باشي شهروند جهان باشيم فرنگيس فقط با يك كليك.. :: قالب ساز :: سرودهای روزانه
روزنه
از يادداشتهاي يك دختر ترشيده نقشه ترافیکی تهران تجربه بودن در اكنون آزاد كوه فلسفه علم ما و موچول مهربان تر از برگ تخته خاكستري پروازرابه خاطربسپارپرنده مردنیست عشق عرفان ادب و هنر قدرت تفکر و اندیشه تمام سرودها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
سرود سبز رویش
همین درکه خودمون !
تو اتوبوس رسالت- تجريش سريع السير كه از اتوبان ميره و من منظره هاشو خيلي دوست دارم ، يه دانشجوي سال سوم موزه داري نشسته كنارم كه داره بيت اول ديوان حافظ رو با خط كوفي طراحي مي كنه و همين "خاله سبزه كنجكاو" رو تحريك مي كنه كه سر صحبت رو باهاش باز كنه كارمند كاخ نياورانه و راهنماي تور هم هست و كلي هنر ديگه هم داره و كلي حرفهاي شيرين برا هم داريم كه ما دوتا رو تا كاخ نياوران مي رسونه . بعدم يه بستني توپ اكبر مشتي ، از اون ژله و ميوه دارهاش تو رو از ميدون قدس تا ميني بوسهاي دركه همراهي مي كنه . از ميدون دركه هم به صداي رود مي ري و مي ري تا تخت شاه نشين سپيد پوش از پشت كوهها بهت سلام بده و تو چه ذوقي مي كني از ديدن اين زيباييهايي كه هيچوقت برا ت كهنه نمي شن.... متن کامل |+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 ساعت 21:39
«این نقطه خاموشی درحرف نمی گنجد
برطاق فراموشی بگذار کتاب اول » صائب تبریزی این بیت مرتبطه با مطلب پایینی و پرسشناکی ها و بال بال زدنهایم و محدودیتهای وقت و ...و....و... |+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 ساعت 11:38
كتاب-صندلي
يه مدته دوباره شدم كرم كتاب!دلم مي خواد روي يه همچين صندلي اي بشينم وفقط وفقط بخونم و بخونم
البته تو اين بارونيا بدم نبود كه يه چترم مي داشت كه خودمم بتونم بي دغدغه خيس شدن ؛ زيرش كتاب بخونم و اگرم مي شد كه هر وقت كه دلم مي خواست با فشار يه دكمه ، اين چتر تبديل مي شد به يه ملخ هلي كوپتري و من رو همينجوري عمودي با هم كتابا و مجله ها و مقاله هام از زمين بلند مي كرد و مي برد هر جا كه مي خواستم و مخصوصا" تو دامنه كوهستان و كنار يه رودخونه كه ديگه فوق العــــــــــــــــاده بود!! اگرم جلوش يه ميز بود كه لپ تاپم رو مي ذاشتم روش واينترنتمون هم wirelessي بود و همه جا مي تونستم از حال دوستام با خبر بشم و هر مقاله اي هم دوست داشتم دانلود كنم و بخونم كه ديگه زندگـــــــــــي بود!! آخه تو فكر كن يه آدم پر جنب و جوشي مثل من كه نفسش سفر و سفر و سفره ، براي رسيدن به يه عشق ديگه اش كه فهميدنه مجبور باشه يه گوشه بشينه!! حالا یا رو یه صندلی برا کتاب خوندن و یا پشت این اینترنت فکستنی برا پیدا کردن مقاله !! فكر كن چه عذابي مي كشه بيچاره!! ببين!! مي گن آرزو بر جوانان عيب نيست!! همه اين اختراعات دنيا هم يه روز جزء آرزو ها بوده . حالا دنيا رو چه ديدي ، يه موقعم ديدي كه ما هم به يه جايي رسيديم كه ديگه به اين همه كتاب و حتي كتابها و مقاله هاي ديجيتالي احتياج نبود و تو هر عرصه اي كه اراده مي كرديم ، تنها با نيت و اراده ما تموم اون آگاهي اون بخش مي اومد تو ذهنمون. آخه ما مگه چيمون از اين وسايل الكترونيكي كمتره كه با بلوتوث همه چيشون رو به هم مي تونن منتقل كنن؟؟
پ.ن. حالا كه شب شده فهميدم كه امروز روز دانش آموز بوده و حتما" تصادفي نيست كه اين مطلب امروز آپ شده!! ديروز تو يه سمينار بودم درمورد ارزشيابي توصيفي در دبستانها به جاي ارزشيابي كمي و نمره اي كه الان رايجه . دنيا رو چه ديدي شايد تا زمان نوه هاي ما جا افتاد و ما هم شاهدش بوديم!! شايدم تونستيم شاهد اين انتقال آگاهيهاي بي ابزار باشيم ... |+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در دوشنبه سیزدهم آبان 1387 ساعت 12:26
سرواي مهر
سلام!!
قبلا" در مورد گروه سروای مهر باهاتون صحبت کردم ، اينم يه دعوت نامه از طرف همون بچه هاست
پ.ن!خدمت دوستانی که درخواست حمایت مالی داشتن باید عرض کنم که چون این گروه هنوز داره مراحل ثبتش رو می گذرونه ، نمي تونه شماره حساب عمومي اعلام كنه . اما اگه مايل به حمايت مالي باشين مي تونه به صورت خصوصي بهتون شماره حساب بده |+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در شنبه چهارم آبان 1387 ساعت 14:35
|