![]()
پست الکترونیک سرودهای سبز قبلی سرودهای سبز قبلی
مهر 1388
شهریور 1388 تیر 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 آرشیو موضوعی سرودها
جستجو
پیوندها
فتوبلاگم!
فرادرماني امروز پایگاه خبری امیرکبیر آفتاب کودکان خیابانی توسعه پایدار نگاه نو گروه تخصصی طبیعت گردی ایران سفر ايراني ماساژ درماني آخرالزمان پرمايون ابتكار سبز حل آنلاين مسائل رياضي! Pics دكتر آرش نراقي وب سايت نقاشي كودكان و نوجوانان خياط باشي شهروند جهان باشيم فرنگيس فقط با يك كليك.. :: قالب ساز :: سرودهای روزانه
روزنه
از يادداشتهاي يك دختر ترشيده نقشه ترافیکی تهران تجربه بودن در اكنون آزاد كوه فلسفه علم ما و موچول مهربان تر از برگ تخته خاكستري پروازرابه خاطربسپارپرنده مردنیست عشق عرفان ادب و هنر قدرت تفکر و اندیشه تمام سرودها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
سرود سبز رویش
نوروزی نو
هر روز که به آگاهی جدیدی برسیم " نوروز" است و "عید " و بازگشتی به سوی " او" بر مدار حلقه وحدت « انا لله و انا الیه راجعون » هر روزمون " نوروز" باد و لحظاتمون سرمست از می آگاهی ناب و دلهامون شکوفان به سرایش" سرود سبز رویش"
آدرس ایمیلتون رو بذارین براتون یه کلیپ نوروزی بفرستم |+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در جمعه سی ام اسفند 1387 ساعت 0:58
شهر تميز آفتاب
متن کامل |+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در جمعه سی ام اسفند 1387 ساعت 0:39
اضطراب عشق
«سجاده ام کجاست؟!!
می خواهم از همیشه این اضطراب برخیزم...
این دلگرفتگی مداوم شاید
تاثیر سایه من است کاینسان گستاخ و سنگوار
بین خدا و دلم ایستاده ام
سجاده ام کجاست؟؟!» زنده یاد سلمان هراتی |+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 ساعت 7:27
از دانگی تا رودانگی
خب شوخي شوخي دونه شدم!! اونم بيشتر از چهل روز!!
اين مدت دوران بسيار پر جوش و خروشي بود و پر از تجربه هاي جديد و جوانه زدنهاي پياپي و با اينكه وبلاگم برام فوق العاده عزيزه و يه جورايي مثل بچمه ، اما خب نشد كه بنويسم!!.... مثل اينكه واژه ها تصوير تو بودن تو آيينه و فقط براي همون يه لحظه ! مثل يه حباب ! تا يه چرخي تو ذهنت مي خوردن ، مي تركيدن و نا پديد مي شدن و صرفا" لذت قشنگي سطح رنگين كمونيشون بود كه براي تو مونده بود و شوق تولد يه حباب انديشه ديگه بود كه بين يه لحظه و لحظه بعدت پل مي زد حتي اگه عمرش كوتاه تر از اوني بود كه به روي كاغذ بياد و بعد هم بخواد به صورت "سرود سبز رويش" جاودانه بشه... جالبيش برام اين بود كه فهميدم جوونه زدن (حداقل براي من) خيلي ربطي به دونه شدن نداره!! رويش و پويش من تو "رود"شدنه و دقيقا" توي "شدن"ش... اينكه بجوشم و بخروشم ... يه جا تو يه دشت گسترده بشم و آروم حركت كنم و يه جا هم مثل آبشار ، پر خروش و پر هيجان فرود بيام .. يه جا با "اتصال" به دريا ، سكون رو تجربه كنم و لحظه اي بعد هم با امواج پر خروشش خودمو به سينه ساحل بكوبم .... يه جا هم ذرات وجودمو به خورشيد هديه كنم تا باهاشون ابر بسازه و سفري از يه جنس ديگه..... اينجا جا داره به همه شما دوستاي خوبم كه تو سفر "شدن" از شعور"دانگي" تا خرد"رودانگي" حمايت و همراهيم كردين سپاس ويژه بگم و به سرود پويش رود ميهمانتون كنم:
جاری با شیم و سبز |+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 ساعت 23:54
|