تبليغاتX
سرود سبز رویش
سرود سبز رویش

88 رو براي خودم سال تثبيت اعلام كرده ام و از اول سال نويي هم شروع كردم به تكميل كارهاي نصفه اي كه دورو برم رو گرفته بود كه تا الان هم طول كشيده!! و ديگه نه وقتي براي سفر موند و نه حتي ديد و بازديد عيد!!

نمي دونم چه كرميه كه هر كاري كه مي خوام شروع كنم بايد از ريشه شروع كنم و اساسي انجامش بدم وگرنه مدتها همينجوري مي مونه مثل همين عكسها و سفرنامه راين كه همينجوري شرمنده آقاي خيام كه ميزبانمون بودن مونده ام . البته يه دليلش هم اين بوده كه فتوبلاگ پولي شده بود و من كسي رو نداشتم كه برام شارژش كنه و خلاصه اين كه از راين شروع شد و بعدش هم نشد كه از سفرهام به كرمان و ماهان و زريوار و كاشان و يزد و ميبد و نائين و طبس و نيشابور هم بنويسم (متوجه هستين كه چون بايد كار ، "ريشه اي" انجام مي شد و"از ابتدا" و خب من نمي رسيدم كه !!)

آها! ساري و آشوراده و بندرتركمن هم بود بعلاوه "شهر من تفرش" كه تايپ مطلبش اونقدر موند كه ديگه بيات شد!!

صادقانه بگم كه نمي تونم قول بدم ديگه اين وضعيت تكرار نشه ولي خب گفتم اول سالي خوبه يه اذعاني بكنم ، يه خورده سبك شم و يه شروع دوباره داشته باشم ، شايد نتيجه امسالم متفاوت شد و خب شايد خوب باشه براي شكستن طلسم اين سفرنامه ها ، از يزد شروع كنيم  كه من واقعا" اين شهر رو دوست دارم و دوست دارم حداقل سالي يكبار سري بهش بزنم . مثل همه سفرنامه هام افكار و احساس منه تو اين سفر و يه بخشهايي رو كه به راحتي مي شه تو نت پيدا كرد ديگه فاكتور گرفتم.

خب اين شما و اين هم شهر تميز آفتاب

|+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 ساعت 14:30 |

تولد تولد تولدت مبارك!...

       خب ما يكساله شديم !!

وچه بالا بلنديهاي جالبي داشت اين يكسال!! لذت خلق و آفرينش و درميون گذاشتن حرفايي كه دارن توقفسه سينه ات قل مي زنن با آدما وشنيدن نقدهاشون واينكه بعدش مي ديدي چه پخته تر و سرشارترمي شي..

       يادم مياد كه پنج سال (!!) تو شش و بش اين بودم كه وبلاگ بزنم و وبلاگ بزنم و ... و تا اينكه  بالاخره پارسال اين موقع ، سرود بهار طلسم شكفتنم رو شكست :

 

 

 

«

 

بخوان به نام بهار

 

 

كه رود دنباله آواز توست

 

 

بگو بهار بهــــــــــــــــــــــار

 

 »

             زنده ياد سلمان هراتي

 

  

       و چه خوب كه زودتر از اين شروع نكرده بودم!!  اونوقت مي شدم مثل همين وبلاگهايي كه همه اش دارن ناله زنجه مي كنن و همه اش غرزدنها و دلتنگيهاشون رو با ما سهيم مي شن و اصلا" هم توجه نمي كنن كه كلام تو مي شه انديشه ات و انديشه ات مي شه عملت و عملت هم تجربه هاي زندگيت رو مي سازه و اگه از كلامت آغاز نكني و اونو مثبت نكني بعيده كه بتوني از اين چنبره زندگي نامطلوبت رها شي

         ولي جدا" كه اين دنياي فيلترنتي چه سرزمين جالبيه !! قشنگ مجاز بودن جهان هستي رو توش لمس مي كني !! مثلا" يه پستي رو تو يه وبلاگي مي خوني و طي روز داري بهش فكر مي كني و بالا پايينش مي كني و  وقتي مياي كامنت بذاري مي بيني نويسنده مطلب رو حذف كرده!! اصلا" انگار نه انگار كه يه روز يه همچين نظري داشته !! آخه گيريم هم كه تو نظرت 180 درجه تغيير كردده ، خب چه اشكالي داره كه ما هم از اين تغيير نظر و دلايلش آگاه شيم ؟؟!! از اون بدتر اينه كه  يه روز مي خواي طبق روال به يه وبلاگي سر بزني كه يكهـــــــــو مي بيني كه اصلا" وبلاگه حذف شده !! يا اينكه به جاي نويسنده اش يكي ديگه داره مي نويسه و همه مطالب قبلي هم حذف شدن!!

        خلاصه  اينجا واقعا" عالم "مجازه" و همه چيز همون "اينجا و اكنون"يه كه مي بيني (كجا؟؟!! ) و ممكنه تا يه لحظه بعد ديگه "هيچي" نباشه!! همه اينها يه فضاست براي اينكه تو يه تجربه اي كني و يه چيزي بفهمي . اينجا خيلي خوب لمس مي كني كه عمر تجربه ات با آدمها چقــــــــــــــــدر مي تونه كوتاه باشه!!

       اينجا آدما با هم رودروايسي ندارن و تحت لواي نامها و عنوانهاي مجازي خيلي سريع نهفته هاشون رو بيرون مي ريزن و گاهي هم "سايه" هاشون رو زندگي مي كنن ( و ان شاء الله كه بالاخره منجر به اين بشه كه بتونن  صلح و آرامش درونشون رو تجربه كنن) يه عده رو مي بيني همون كامنت اول – دوم خيلي زود صميمي مي شن و شروع مي كنن كامنت خصوصي كه :« چند سالته ؟! و مجردي يا متآهل ؟! و...» و تو هرچي فكر مي كني به خاطر نمياري كه كي پسرخاله صداشون كردي!! و نمي فهمي هم كه چطور نمي فهمه كه اگه تو دنبال يه همچين چيزايي بودي چه نيازي به زدن يه همچين وبلاگي داشتي و چه نيازي داشتي كه براي هر يه مطلب وبلاگت اينقــدر بالا و پايين كني؟؟!! يه عده رو هم مي بيني كه فقط دنبال آمار وبلاگشونن و همون دفعه اول كه ميان ، بدون اينكه حتي يه خط از مطالبت رو خونده باشن ، شروع مي كننن تعريف و تمجيد و تقاضاي تبادل لينك و ..!! فكر كن منم وسواسي !! تا صدجور مثبت انديشي و خلاقيت طرف رو چك نكنم كه لينكش نمي كنم كه!! خب برام مهمه كه كجا رو دارم به آدما معرفي مي كنم!!

        ديگه از تجربه هاي جالب اين يكسال وبلاگ نويسي ، روئيدن و باليدنم بوده تو بحثهايي كه تو كامنت دونيها مطرح مي شد و باعث شد از زواياي جديدي به زندگيم و نظراتم نگاه كنم و همچنين آدماي جالبي كه كشف كردم . چه  اونايي كه فقط چند قدمي باهام همراه شدن و بعد هم مثل يه حباب ناپديد شدن و چه اونايي كه موندن و همسفرم شدن تا "سرود سبز رويش" رو با هم همسرايي كنيم و جلوه هاي شكفتن رو تو آئيينه هم به تماشا بشينيم و در فراز و نشيبهاي راه دست هم رو بگيريم.

     در پايان هم جا داره سپاس ويژه بگم به قديمي ترين دوستانم كه در اين فضا كشفشون كردم ؛ حامد و امير عزيز كه وبلاگهاي خيلي خوب و پويايي دارن و بازهم "مهدي" عزيز كه تو راه اندازي اوليه اينجا كمكم كرد

 

|+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ساعت 23:59 |