تبليغاتX
سرود سبز رویش
سرود سبز رویش
ويونا ، امن و گسترده...

       اول دبیرستان بودم که تو مجله "دانستنیها" در مورد "ابیانه" خوندم و الان بیــــــــــست سال آزگاره كه مي خوام برم و اونجا رو از نزديك ببينم!

ان شاءالله كه اين بار ديگه بشه

۹ صبح پنجشنبه: الان رسیدم روستا، اینجا مرکز مخابراتش اینترنت رایگان داره، منم که معتاد!!..

اولین سفریه که دوربین ندارم!! (موبایلم عمرشو داده به گوشی شما..)

حالا اینم یه تجربه جالب و جدیده

برم ببینم چه خبره ...

|+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 ساعت 18:8 |

انتخاب خوش شانسي
اين روزا خيليا بهم مي گن: "تو چه آدم خوش شانسي هستي!!"

و من بهشون جواب مي دم : "خوش شانسي يك انتخابه"!

|+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 ساعت 12:37 |

دستهاي كوچك دعا
اينم از ايميل يه دوست:

چند دعا از كتاب سومین جشنواره بین‌المللی "دستهای کوچک دعا" : این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار می‌شود و دعاهای بچه‌های دنیا را جمع ‌آوری می‌کند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه می‌دهد. دعاهایی که در ادامه مطلب می‌خوانید از بچه‌های ایران است. لطفاً آمین بگوئید

 

متن کامل
|+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت 4:23 |

جداي از تو...

        Painted by DUBRAVKA KOLANOVIĆ

       عكسي كه پارسال تو فتوبلاگم گذاشتم ،امسال جزء اولين عكسايي شد كه تو جستجوي گوگل در مورد "روز جهاني كودك" رؤيت مي شه و آدماي زيادي رو به دنبال خودش به اينجا كشونده . برام اين اميد رو مي سازه كه پيامي كه با عشق ارسال مي شه ، در هستي جاريه و حتي اگه تو ديگه نباشي؛ اون پيام مثل يه رود مي ره و مي ره  و دشت وجود آدما رو سيراب مي كنه ...

       كلا" به نظرم شعر من ؛ نوشته من ؛ نقاشي من ؛ آواز و موسيقي من ؛ حتي سخنراني من و هر هنر ديگه اي كه از من بجوشه ، وقتي جاري شد ، ديگه مالكش من نيستم ، آدمان با هر فراپيامي كه ازش برداشت مي كنن و هر آدمي هم اين پيام رو به زبون و مدل خودش ترجمه مي كنه و مي فهمه. مثل اينكه ما فقط يه كانال هستيم تا بخشي از آگاهي هستي رو به سطح قابل فهم تري در آسمون بقيه ببارونيم و بعد خودشه كه ديگه رود مي شه و قلب آدما رو طربناك مي كنه و تاره خيلي وقتا از وجود آدما ، دوباره به تو جاري مي شه با يه زبون جديد و يه برداشت جديد. همين تجربه رو داشتم روز پنجشنبه اي كه ميهمان بچه هاي شفاي كودكم بودم و چه احياگر بود كه ببيني سرودي كه روزي به تنهايي زمزمه اش مي كردي،در نهايت خستگي تو ، امروز بر لبان ديگران جاريست ، گرم و پر رويش و زندگی بخش...

 

       با سپاس به  Dubravka Kolanovic  ؛

 

 

                بـــــــادا كه پذيراي خرد كودك شفا يافته درونمان باشيم

 

|+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 ساعت 7:4 |

بي قراري
"گفتم دل و دین بر سر کارت کردم

                       هر چیز که داشتم نثارت کردم

گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی

                       آن من بودم که بی قرارت کردم"

اينجا هم مي تونين با من در شنيدن اين زيبايي شريك شين

|+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 1:15 |