![]()
پست الکترونیک سرودهای سبز قبلی سرودهای سبز قبلی
مهر 1388
شهریور 1388 تیر 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 آرشیو موضوعی سرودها
جستجو
پیوندها
فتوبلاگم!
فرادرماني امروز پایگاه خبری امیرکبیر آفتاب کودکان خیابانی توسعه پایدار نگاه نو گروه تخصصی طبیعت گردی ایران سفر ايراني ماساژ درماني آخرالزمان پرمايون ابتكار سبز حل آنلاين مسائل رياضي! Pics دكتر آرش نراقي وب سايت نقاشي كودكان و نوجوانان خياط باشي شهروند جهان باشيم فرنگيس فقط با يك كليك.. :: قالب ساز :: سرودهای روزانه
روزنه
از يادداشتهاي يك دختر ترشيده نقشه ترافیکی تهران تجربه بودن در اكنون آزاد كوه فلسفه علم ما و موچول مهربان تر از برگ تخته خاكستري پروازرابه خاطربسپارپرنده مردنیست عشق عرفان ادب و هنر قدرت تفکر و اندیشه تمام سرودها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
سرود سبز رویش
همشاگردی سلام
همشاگردی سلام!!
جمعه بعد از ظهر یه برنامه گذاشتیم و همکلاسیهای دبیرستان دور هم جمع شدیم. سازماندهی این کار طی هفته گذشته کلی بهم انرژی داد و بالاخره بغض قلمم رو هم شکست . من بودم و دوتا گوشی و فرمان استراحت در منزل. بالاخره باید یه کاری می کردم دیگه! امسال دومین سالی بود که دور هم جمع می شدیم . یه تعداد از بچه های پارسال نیومده بودن و چند نفری رو هم طی سال گذشته پیدا کرده بودیم . فکر کن یکی از همکلاسیاتو بعد هیجده سال ببینی در حالیکه قد پسرش از خودشم بالا زده ( نوشین حریری)!! خیلیها کلی از برنامه هاشونو جلو-عقب کرده بودن تا بتونیم یه 2-3 ساعتی رو کنار هم باشیم . اعظم با یه بچه تو بغل پا شده بود از یزد اومده بود، صبح رسیده بود تهران و شب هم بر می گشت!! پارسال خیلی هیجان زده تر بودیم . فکر کن برا اولین بار بعد هفده سال دور هم جمع می شدیم و اگه بدونی بچه ها رو چه جوری پیدا کردم!! برا پیدا کردن بعضیا شون 3-4 ساعت وقت گذاشتم ، برا بعضیا یه روز، کلی توی نت ؛ کلی هم لینکها و شماره های قدیمی رو زیرورو کردم . تا بالاخره 26 نفررو پیدا کردم و باز هماهنگی زمان مشترک و...پروین خونه اش رودر اختیار گذاشت و تو فکر کن چه حال و هوایی داشتیم!! هرکی از در می اومد تو ، همه جیغشون می رفت هوا!! بعضی چهره ها خیلی عوض شده بود و باید فکر می کردی تا به یاد می آوردی، گاهی هم مجبور بودیم اسم همو بپرسیم!! بعضیها بچه هاشون رو هم آورده بودن . دختر پوراندخت رو که می دیدی قشنگ یادت می اومد وقتی پنجم دبستان باهاش همکلاس بودی ، چه شکلی بودو یکـــــهــو کلی خاطره می دوید تو ذهنت... دختر پریسا هم که نگو..! اصلا خود خودش بود!! چند نفر از دبیرامون هم تشریف آورده بودن و کلی مارو ذوق زده کرده بودن. تازه اشم ما فهمیدیم که چقدر بچه های خوب و مؤدبی بودیم که بعد هفده سال معلمامون دوست داشتن بازم ما رو ببینن
دلم می خواد بقیه حرفامو بذارم به عهده همکلاسیام که اینجا رو خونه خودشون بدونن و بیان و تو این یه صفحه دفتر خاطرات مجازی ، یادگاری بنویسن. فقط اینکه هنوز موفق نشدیم این دوستامون رو پیدا کنیم . ازشون خواهش می کنیم خودشون زحمت بکشن و مارو پیدا کنن: «رؤیا رهبری، زهره یار احمدی، مژگان شمس آرا، راضیه طهماسبی، رضیه (نازي)میرعنایت، الهام رحمانی حسینی، اکرم قربانپور ، ندا اخوان، لاله واله ، نازیلا بابازاده، مریم آزاد نیا ،بنفشه زهرایی ،ليدا قوام زاده، مریم رحمانیان » (اگه کسی اسم دیگه ای یادش میاد اضافه کنه) و خانم امیری به خدا دلمون براتون تنگ شده، کجایـیـــــــــد؟؟
|+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 ساعت 2:17
|