تبليغاتX
سرود سبز رویش
سرود سبز رویش
چرا به عرفان حلقه جذب شدم؟
        

 

در آغاز ماه رمضان يه دعوتي از دوستان داشتم به "تجربه فرادرمانی" كه اينجا جا داره از دوستاني كه صميمانه تجربه هاشونو درميون گذاشتن تشكر كنم و همچنين از همه اونايي كه با مطرح كردن صادقانه سؤالهاشون منو به تفكر و كاوش واداشتن

در مورد چيستي و چگونگي اين تجربه در صفحه دوم كامنتها ي همونجا توضيحانی داده ام و الان در پايان ماه رمضان مي خوام از نحوه آشنايي خودم با فرادرماني و "عرفان حلقه " بگم و اينكه چه چيزش جذبم كرد و بخش  نظرات رو هم مي ذارم تا "ياران حلقه" از جاذبه ها و تجربه هاي خودشون برامون بگن.

همونطور كه قبلا" هم براتون گفتم دوسالي هست كه با عرفان حلقه آشنام و قبل از اون هم سه سالي بود كه "ريكي"  كار مي كردم  و حالا قبل ترش بماند......

بنابر اين نقطه آغازم با "عرفان حلقه" روي مبدا صفر نبود و خيلي از «چرا؟؟» و «چگونه؟؟» گي هايي رو كه الان خيلي از دوستان دارن ، قبلا" تو "ريكي" جواب گرفته بودم و اينجا جا داره تشكر بسيــــــــــار ويژه داشته باشم از استاد عزيزم  جناب  آقاي دكتر « رضا صادقي» كه اگه بيان دقيق علميش نبود كه همه چيز رو با استدلال علمي فيزيك و پزشكي توضيح بدده و اگه سادگي منحصربفردش در ارائه مطالب و روش استفاده از ريكي نبود و اگه صداقت كم نظيرش نبود ، محال محال محال بود كه مرضيه تجزيه – تحليلي شكاكي كه هر چيز رو از هزار جنبه چك مي كرد ، حاضر بشه از اين روش استفاده كنه . طي سه سال شايد به جز حداكثر ده روز،هميشه  از ريكي استفاده مي كردم  براي خودم و بيش از خودم براي آدمها . يه جعبه آرزوها داشتم كه توش پر بود از آرزوهاي سلامتي و گشايش براي آدمها و من همه "اشتياق" بودم براي "بودن براي آدمها". همه سطوح ريكي و كار با سنگها و كريستالها رو گذروندم و در انتظار دوره مربيگري "ريكي" بودم تا بتونم لذت اون رو با آدمهاي بيشتر و بيشتري سهيم شم كه در نهايت بهت و تعجب من همزمان شد با تعهد ديگه اي كه از قبل داده بودم و من كه به خرد كائنات ايمان داشتم كه هر لحظه و هر جا ما رو به "فضا - زمان" صحيح هدايت مي كنه ، موندم تو خماري كه «چــــــــــــــــــــرا؟؟!!» و اين "چرا؟!" رو چند ماه بعد كه با فرادرماني آشنا شدم ، چه خوب فهميدم :

"فرادرماني" بسيار بسيار ساده تر ، مؤثرتر و غني تر از ريكي بود :

تو بخش در مان ، هر زمان كه وارد عمل مي شدم كه براي كسي فرادرماني انجام بدم ، "لايه محافظ" خودبخود ايجاد مي شد و نياز نبود وقت يا حتي نيت جداگانه اي رو بهش اختصاص بدم و اصلا" تجربه افت انرژي شديدي رو كه گاهي تو ريكي شاهدش بودم ، نداشتم. ديگه اينكه اصلا نيازي نبود من همزمان با كسي كه متقاضي ريكي بود وقت بذارم و يا حتي براي "جعبه آرزوها"م. همه چيز به سادگي يك "نظر" بود كه با امضاي سوگند نامه تفويض مي شد چون همه چيز رو پله "عشق" بود و بي ابزاري : نه تجسمي ؛ نه تصوري ؛ نه ورد و ذكر يا مانترايي و نه .... ونه.... ونه....و تنها شرط لازم و كافي براي استفاده از اين فيض عام الهي ؛ "شاهد "بودن بود و بس. تفاوت بسيار عمده ديگه در درمان در بخش "غير ارگانيكها" بود و تاثيري كه در ايجاد بيماريها داشتن و اينجا "تنهـــــــــا" جايي بود كه مي ديدم با لايه محافظ بسيار قوي و توضيحات بسيار دقيق و هوشمندانه مي تونه پاسخگو باشه .

به غير از بخش درمان ؛ آگاهيهايي بود كه تو اينجا ارائه مي شد و امكان دريافتش برام وجود داشت. تنها جايي بود كه مي ديدم بدون هيچ تضادي مي تونه «چرا- چرا» هاي من پر تضاد رو كه ديگه مذهب برام تبديل به يه پيرهن نخ نما شده بود جواب بده . اونم با پايه هاي علمي – تجربي تو بخش درمان و همگام با تئوري هاي جديد فيزيك در بخش آگاهيـــــهـا .

اينجا يه بار ديگه لازم به يادآوري كه همونطور كه در كامنتهاي «تجربه فرادرمانی» توضيح دادم ، "فرادرماني" و كلا" شاخه هاي مختلف طب مكمل در تضاد با دانش پزشكي بشري نيست و افراد معمولا" زماني به سراغ اين بخش ميان كه از طب رايج نااميد شدن و نتيجه هايي كه اينجا مي گيرن  يه نشونه اس كه اينجا چيزي فراتر از مرزهاي كشف شده علم قرار داره . و ديگه اينكه نه كه فكر كنين اين مباحث نتيجه اش تنها تو درمانه ، بلكه درمان مشهود ترين و قابل اندازه گيري ترين بخشه و نتايج بسيار زياد ديگه اي در آرامش روح و روان ما داره ، اونم از جايگاه آگاهي و وحدت با هستي و نه خلسه اي كه تو رو از زندگي معمول و فعاليتهاي روزانه ات باز داره و بويژه "فرادرماني " كه مقدمه "عرفان حلقه " هست چون باهاش تمرين مي كني كه از پيله منيت ها و خود پرستيهات بيرون بياي و به آدم ديگه اي گشوده بشي و تجربه "صلح " با خودت و خداوندو هستي و آدمها رو تجربه كني.

 

با سپاس به استاد عزيزم  ، بنيانگذار "عرفان حلقه "، جناب آقاي «محمد علي طاهري» :

          

           «  کسی پيدا شد آخرچشممان را آسماني كرد      صميمانه به يك لبخند با ما مهرباني كرد

                وباور كن به پاس آن نگاه  مهربا نش  بود     دلم با ني لبكهايش اگرعمري شباني كرد»

 

پ.ن. میهمانان عزیزی که به قصد دیدن تصویر استاد طاهری به اینجا تشریف میارن ، لطفا روي "كسي" بيت بالا كليك كنن

|+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در سه شنبه نهم مهر 1387 ساعت 2:14 |

تجربه فرادرماني

« به نام بي  نام او بيــــا تا شـروع كنيـــم              در امتداد شب نشينيـم و طلــوع كنيم

   مهم نيست چگـــونه و چطـــور و چنــــد             به يك تلنگر ساده بيـا تا رجــوع كنيم

   ببين كه خاك چگونه به سجده افتاده است          چرا غرور و تفاخر بيا تا ركــوع كنيم »

                                                                                                    استاد محمد علی طاهری      

دوستان عزيز!

به مناسبت ماه رمضان و دومين سالگرد آشنائيم با "عرفان حلقه" ، كه در برهوت تضادهاي بي پايان من ؛ سايه سار خنكي بود بر لب چشمه سار آگاهي:

 « به دريايي فرو رفتم كه نه پا و نه سر دارد         ولي هر قطره اي از آن به صد دريا اثر دارد »

 تصميم دارم در اين زمينه باهاتون صحبت كنم . با تو جه به اينكه سايت "عرفان حلقه" اطلاعات كاملي داره ، اينكه اينجا چه مباحثي باز بشه و تا چه عمقي نمي دونم. ولي فعلا ازتون خواهش دارم به سراغ سايت نرين و اول بياين تو تجربه ساده "فرادرماني". اول تجربه اش كنين ؛ بعدا زمان براي بررسي و پژوهش در موردش وجود داره .

اول اينو بگم كه " فرادرماني" لزوما براي درمان بيماري نيست و خلاصه "همه دعوتن"!! برام يادداشت بذارين و يه زمان اعلام كنين . تو اين زمان هم كار خاصي قرار نيست بكنين ، يعني نبايد بكنين!! نه تجسم ، نه تصور، نه ذكر يا مانتراي خاصي و نه..... صرفا بايد "شاهد" باشيم. يعني بدون هيچ پيشداوري يا قضاوت يا انتظار خاصي ، صرفا نظاره گر باشيم كه به ما و بدنمون چي مي گذره . مي شه براي اينكه بهتر حواسمون به اتفاقهايي كه مي افته باشه ، يه جاي خلوتي رو انتخاب كنيم، بنشينيم و چشمهامون رو ببنديم .

بعدم خواهش دارم كه تجربه هاتون رو بيارين اينجا بنويسين . ممكنه مواردي برون ريزي هم مشاهده بشه يا يه جاهايي توضيحاتي لازم بشه  كه بازم خواهش دارم  بياين بگين تا ببينيم به اميد خدا بالاخره سر از كجا در مياريم

پ.ن. دوستان! لطفا کامنت خصوصی نذارین ! چون می خوایم جنبه تحقیق داشته باشه و همه بتونن نتایجش رو زیر نظر بگیرن و لطفا در اينجاهيچ كامنت نامربوط به اين موضوع هم نذارين كه با اينكه كامنتهاتون برام بسيار عزيزن، در نهايت شرمندگي مجبور به حذفشون مي شم  

دوستان!! لطفا براي اين پست فقط تايم اعلام كنين و تجربه هاي مرتبطتون رو بنويسين و  لطفا اظهار لطفهاي ديگه رو در كامنت دوني بالا بذارين 

|+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 13:5 |