تبليغاتX
سرود سبز رویش
سرود سبز رویش
ده سنگی میمند

 

تو ادامه سفرم ؛ بعد از کویر به میمند رفتم . ده سنگی که قدمتی بین شش تا دوازده هزار سال برای آن تخمین زده شده. تو وبگردی های شبانه ام پیداش کردم. ازکجا؟ خودمم نمی دونم !!! از اونجا که خودمم خیلی اطلاعاتی در موردش نداشتم ، نشد همسفری جور کنم :

-                      می دونی کجا داری می ری؟

-                      خیلی نه!

-                      کجای نقشه اس؟

-                      نزدیک شهر بابکه

-                      شهر بابک دیگه کجاس؟

-                      نزدیکای یزده!!!

-                      اونجا دوستی آشنایی کسی رو داری؟

-                      نه! می رم آشنا میشم!!

-                      شب کجا می مونی؟

-                      یه مهمونسرا داره . شماره مدیرشو تو نت پیدا کردم

-                    دختر! خدا عقلت بده!! تو عیدی تک و تنها راه افتادی داری می ری یه جای غریب که هیشکی اسمشم نشنیده!؟!! آخه اونجا چی داره مگه؟!! اونم تو این دور و زمونه که نمیشه به کسی اعتماد کرد!!

....و برای من همان " آوآ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ یی " بود که از دوردستها مرا می خواند. فراخوانی مقاومت ناپذیر ، میلی شدید به کشف و جستجو ، جاده ای که با درازنای بی انحنایش صدایم می زد و دیگر هیچ.....

از شانسم ، اتوبوسی که جلوی عوارضی کاشان به مقصد یزد سوار شدم ، به مقصد بندر عباس می رفت. وقتی تو نقشه نشون دادم کجا می خوام برم ، آقای راننده اش کلی بهم کمک کرد و کلی در مورد جاهای دیدنی بین راه و .. بهم اطلاعات داد. 9 شب رسیدیم شهر بابک و آقای حاج رجیمی ( مدیر میهمانسرای میمند) با ماشینشون تشریف آوردن و منو به ده بردن. توی راه کلی از ده ،شرایط جغرافیاییش ،پوشش گیاهیش ،تاریخش و ...صحبت شد.

نیم ساعته رسیدیم ده و اتاقم رو بهم نشون دادن: فکرشو بکن! تو دل کوه یه فضایی به مساحت حدود ده متر مربع کندن ، با یه سقف نسبتا کوتاه سیاه ، با یه طاقچه هایی همینجوری کنده شده ، با یه در چوبی تخته تخته ای که کلون داره . دور اتاق چندتا تخت گذاشتن برا مسافرا ، یه جوری که مزاحم فضای کلی نشه ، اونم با نور پردازی های خیلی جالب. همه چیز برام فوق العاده بود .

وسایلم رو که گذاشتم رفتیم سفره سرا برا خوردن چای و شام. در اونجا با استقبال خانم خونگرم و صمیمی آقای حاج رحیمی و بچه های دیگه ای که برای کمک طی تعطیلات نوروز اومده بودن ، مواجه شدم . راستش برا اونا هم جالب بود که من تنهایی راه افتادم رفتم اونجا رو ببینم! عطر چای آلاله دیوونه ات می کرد و قرمه سبزی خیلی خوشمزه بود

تا پاسی از شب مشغول گفتگو بودیم و من داشتم ذوق مرگ می شدم! سکوت شب ده دیوونه کننده بود ! فکر کن تو کل ده فقط صدای جیرجیرک می شنوی! البته تا وقتی راه نیفتادی!! پات که برسه خیابون اصلی ده ، صدای پارس سگا تو تاریکی از هر طرف میاد و میخواد زهره ات رو بترکونه تا تو قلبت عین گنجیشک بزنه و بدو بدو خودتو به اتاقت برسونی. اولین دیدارم با "گرگی" هم همین شب بود. یه سگ سیاه دم طلایی که با همون یه چندتا لقمه نونی که بهش داده بودن ، در نهایت وفاداری دنبالمون می اومد تا از سگای دیگه حمایتمون کنه و صبح فردا تا پامون رو از ده گذاشتیم بیرون ، نفهمیدیم ازکجا فهمید و دنبالمون اومد.

شب خوابم نمی برد! کلی هیجان زده بودم!اینکه این ده چه جوری ساخته شده ؟ فکرکن.... این همه سال .... ! و هنوزم آدمایی دارن اونجا زندگی می کنن. آدمایی اصیل که نسل اندرنسل اینجا زندگی کردن. کسایی که سرشون به کارو زندگی خودشونه. آدمایی اینقدر بکر! میمند تو همه دههای اصیل دستکند دنیا رتبه هفتم رو داره و به این لحاظ  جایزه ملینا مرکوری رو نصیب خودش کرده.

کلی تو فکر بودم که این آدما چه جوری این فضاها رو تو دل کوه حفر کردن؟اصلا چه جوری سر از اینجا درآوردن؟!! فکر کن کوههایی که هم با دست یا یه ابزار ساده دستی کنده می شدن و هم این همه استحکام داشتن که این همه سال موندن. تازه فکر کن اونا چه آدمایی بودن با چه رو حیه ای و چه انگیزه ای!! هم با اراده و پرتلاش تا اینهارو حفر کنن و هم اونقدر صبور که این همه خشکسالیها و سختیها رو از سر بگذرونن و هم حتما اونقدر نرم و قابل انعطاف که تو فراز و نشیبهای سیاسی و... طی حداقل شش هزار سال دووم بیارن و فرهنگشون و حتی گویششون رو حفظ کنن . درست مثل جنس کوهی که خونه هاشون رو توش ساختن : نرم و محکم ، محکم و نرم . یه حس احترام عمیق تو وجودم ریشه داده بود . به نظرم این عزم و اراده و صبوری و استواری ، تنها و تنها تحسین برانگیز بودو افسون کننده.

ازمیمند خیلی گفتنی ندارم . میمند بکراست ، زیبا ، ساده،صبور و صمیمی ، میهمان نواز و گشاده دست ، درست مثل شکل ده که به فرم V گشوده است. باید رفت و دید ، در افسونش شناور شد و تحسینش کرد.

یه تعداد عکسایی رو که گرفتم گذاشتم تو فتوبلاگم تا میمند بتونه شمارو هم یه چند دقیقه ای مهمون خودش بکنه :                                     http://www.photoblog.com/sorodesabz/2008/04/17/

 

اطلاعات علمی تر و دقیق تر رو هم می تونین تو سایت میهمانسرای میمند ووبلاگ  کیچه ببینین . همچنین جاداره تشکر ویژه کنم از آقای معصومی که اگرچه نشد خدمتشون برسم ولی از اطلاعات وبلاگشون خیلی خیلی استفاده بردم و همچنین از میهمان نوازی های گرم و صمیمانه خانواه حاج رحیمی و بچه های خوب و صمیمی میراث فرهنگی که آدم احساس می کرد ده میمند براشون مثل یه عضو خانواده اشون عزیزه و حرمت داره

شاید این عکس که به پیشنهاد آقای حاج رحیمی گرفتیم بتونه بهتر از هر چیزی لطافت و استحکام توام مردم میمند رو به خاطر ما بسپره:

 

 

|+| نوشته شده توسط مرضیه دورودیان در جمعه سی ام فروردین 1387 ساعت 1:58 |